آقای اکبر هاشمی رفسنجانی را بهتر بشناسیم.
نویسنده : جواد فردوسیان
متأسفانه آقای هاشمی رفسنجانی که در جایگاه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام میباشد و باید خود بیش از دیگران به مصلحت نظام توجه خاص داشته باشد و بارها با سخنان مأیوس کننده مطالبی را بر زبان میآورد که نه به سود اسلام است و نه به سود انقلاب اسلامی ایران و نه به سود مردم عزیز کشورمان میباشد.
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه آبانماه 1368 یکسال بعد از اتمام جنگ اظهار داشت مسئولین و مردم بدانند دوران درویش مسلکی تمام شده ، برای قرآن و برای حفظ اسلام و برای حفظ انقلاب اسلامی ایران ، مسئولین جمهوری اسلامی ایران مکلفند مانور تجمل بدهند . در این مانور تجمل و در این توسعه اقتصادی یک عده له شدند اشکالی ندارد چاره ای نیست و بخشی از مردم زیر چرخ های اقتصادی کشور له خواهند شد .
اخیراً آقای هاشمی رفسنجانی اظهار داشتند اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و بطورکلی همه باید تلاش کنیم که اعتماد بخشی از مردم که از بین رفته و به تردید افتادهاند اعتماد آنها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم و نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم این کار آسانتری است به شرط آنکه واقعیت را ببینند و در جلسه دیگری در جمع تعدادی از حزب مردم سالاری هم گفتند مردم میخواهند رأیشان تأثیرگذار باشد و تزئینی نباشد و میتوان با فراهم آوردن زمینه یک انتخابات شفاف و سالم با حضور ناظران و مجریان صالح، اراده مردم را از طریق انتخاب نمایندگان مستقل و قوی توسط خودشان تحقق بخشند.
یادآوری میگردد این برای اولین بار نیست که آقای هاشمی رفسنجانی در دل مردم شک و تردید ایجاد میکنند و سخنان تأملبرانگیز بر زبان جاری میکنند که به نکاتی چندبسنده میکنم.
چند روز قبل از انتخابات دوم خرداد در سال 1376 از تریبون نماز جمعه بطوری احتمال تقلب را مطرح کرده و در بیانات خود اظهار داشتند ما همیشه با اعتماد مردم کار کردیم، با اعتماد مردم پیروز شدیم و با اعتماد مردم در جنگ فاتح شدیم و با اعتماد مردم کشور را ساختیم چه درآمدی از این باارزشتر است که مردم شک بکنند که اینها راست میگویند یا نه؟ انتخابات آزاد است یا نه؟ آرای مردم دزدی میشود یا نه؟.
باید واقعاً مسئولان اجرایی و البته این راهم میدانم که عدهای هستند که ما هرکاری بکنیم آنها حرف منفی میزنند که درست نبود و تقلب شد.
اما این که ما خودمان کار بکنیم و سند بدهیم و واقعاً این کار را بکنیم پیش خداوند باید جواب بدهیم حال هر کس که میخواهد باشد هر مقامی از رئیس جمهور، شورای نگهبان- وزارت کشور، ناظران و امام جمعه، همه و همه واقعاً این خیانت قابل بخشش نیست و امروز هیچ گناهی را بدتر از این نمیدانم که کسی به خودش حق بدهد که در آرای مردم دست ببرد یا جریان را منحرف کند.
این مطالب را آقای هاشمی رفسنجانی در زمانی گفتند که خود رئیس جمهور و مجری انتخابات بود.
آقای اکبر هاشمی رفسنجانی سعی دارند تعدد رهبران انقلاب بوجود بیاورند و از درون حرکت انقلابی را به یک حرکت انحرافی و ایستاده بوجود بیاورند و سعی دارند آدم انقلابی را به آدمهای محافظه کار و ضد انقلاب و آدمهای حامل گفتمان را جابجا کنند.
و سعی دارند گفتمان بدلی و اصولگرایی بدلی بسازند آقای هاشمی رفسنجانی شما محکوم به شکست هستید.
نصیحتکننده خود باید خلوص نیت داشته باشد و خیرخواه باشد ولی افسوس که شما اینطور نیستید.
آقای هاشمی شما آقای خاتمی را به میدان آوردید و از وی حمایت کردید تا مقابل رهبر بایستد و رهبر را تضعیف کند که موفق نشدند در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، آقای خاتمی از در دوستی با آمریکا و اروپا در قامت یک رئیس جمهور حکم امام رضوان ا... تعالی علیه درباره اعلام اعدام سلمان رشدی را یک حکم فقهی تاریخ گذشته میخواند.
در جای دیگر از واژه شهید برای توصیف رئیس جمهور اسبق آمریکا ابراهام لینکلن بهره میبرد.(ابراهام لینکلن یک همجنس باز بود)
در وقتی که در یک جو ایتالیایی قرار میگیرد نمیتواند در مقابل دستهای زنانی که به سویش دراز شد مقاومت کند و دست آنان را صمیمانه میفشارد.
وقتی در یک جو آمریکایی قرار میگیرد درباره تسخیر سفارت آمریکا در تهران ابراز تأسف میکند.
تلویحاً اشغال عراق از سوی آمریکا را مشروع میخواند.
حضرت امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه به آمریکا لقب شیطان بزرگ دادند.
لیکن خاتمی میگوید هرگز به آمریکا نمیگویم شیطان بزرگ و بارها کارها را به عبدالکریم سروش و ماشاءا... شمس الواعظین سپردند و با شهید بزرگوار آوینی مخالفت داشتند و همیشه غرب را میستودند، درجلسه ای که در سال 1386 در جمع فرزندان هاشمی و اصلاح طلبان و کار گزاران منجمله میر حسین موسوی، خاتمی و موسوی خوئینی ها و نزدیکان هاشمی بودند هاشمی گفت: قبلاً ما اشتباه کردیم این دفعه خودم مدیریت میکنم و هر خری ریس جمهورشد بشود لیکن احمدی نژاد نباید ریس جمهورشود. سعودی ها 1/000/000/000 دلار به سران فتنه سبز دادند که کار ایران را یکسره و تمام کنند و کار براندازی را انجام دهند.
در سال 1383 در دولت سید محمد خاتمی در سازمان مدیریت برنامه و بودجه در مبانی برنامه چهارم سندی تهیه شد و به چاپ رسید که دنیا به مثابه یک ارکستر سمفونی است که آمریکا رهبر این ارکستر است ما باید در این ارکستر بنوازیم ما باید یک ملودی را بپذیریم و یک سازی را ، در آن بنوازیم .
در جای دیگر گفته شد هر موقع که تصمیم گرفتیم در این کشور یک توسعه ای اجرا کنیم یک عده رویا پرداز رومانتیک بنیاد گرا بلافاصله به یاد آرمان های خیالی دراز مدت افتادند و مانع از پیشرفت کشور شدند .
((درسال 1387 موسوی خوئینی ها به میر حسین موسوی گفت، به هر قیمتی شده باید رهبری را از تخت پایین بکشیم نباید بگذاریم هرکاری که دلش خواست بکند و موسوی گفت من نمی توانم رهبری را کنار بزنم همانطور که هاشمی گفت ما فقط می توانیم مردم را به خیابان ها بکشانیم که خود مردم رهبری را به چالش بکشند.))
مهدی هاشمی در سال 83 در مصاحبه با روزنامهUSA Today گفت : اگر پدرم این بار رأی بیاورد و رئیس جمهور شود، قانون اساسی را بگونهای تغییر خواهد داد که نقش رهبری در آن حداکثر به اندازه نقش تشریفاتی ملکه انگلستان شود. خوشبختانه آقای هاشمی رفسنجانی در سال 84 رأی نیاورد.
آقای هاشمی نه تنها به رقیب پیروز خود آقای دکتر محمود احمدینژاد رئیس جمهور کشور عزیزمان تبریک نگفتند بلکه طی بیانیهای مظلومانه به خدا شکایت بردند و در طول 4 سال حاکمیت دولت نهم حاضر به همکاری با دولت منتخب مردم نشدند و در پایان سال 87 با عنوان پایان دوره مدارا خواهان حرکت جدیدی بر ضددولت داشتند.
و امّا از مهره دیگر ایشان؛
آقای میرحسین موسوی هرچند آمادگی و توان کاندیداتوری ریاست جمهوری را نداشت و لیکن آقای هاشمی رفسنجانی ایشان را وادار کردند که به میدان بیایند که دوستان بازداشت شده آقای هاشمی و آقای خاتمی در دادگاه سال 88 اذعان داشتند که به میدان آوردن میرحسین موسوی، آقای اکبر هاشمی رفسنجانی نقش اساسی داشتند.
یادم هست که در ابتدای ریاست جمهوری آقای هاشمی به رهبر عرض کردند که میرحسین موسوی چنان خرابکاریهائی در کشور انجام داده که اگر 10 سال هم کار بکنیم نمیتوانیم خرابیها را جبران کنیم. متأسفانه چون آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات 84 شکست خوردند این دفعه بازهم فتنه کردند و میرحسین موسوی را به میدان آوردند. آیا به راستی آقای هاشمی به فکر مردم خوب و عزیز کشورمان بودند و توقع داشتند که کشور پیشرفت کند یا خیر ... ؟؟!!!
در آستانه انتخابات دهم نیز که وی از نامزدی میرحسین موسوی حمایت میکردند بار دیگر مسئله تقلب در انتخابات را مطرح کردند اینگونه القائات موجب فتنه بزرگی شد که رهبر وضعیت را مهار کردند.
ولی متأسفانه آقای هاشمی رفسنجانی در جمعه 26/4/88 از بیاعتمادی بخشی از مردم سخن گفتند و اظهار داشتند مردم تردید دارند و ... آقای هاشمی رفسنجانی را نمیتوان منفک از جبهه اصلاحات قلمداد کرد.
از سوی دیگر غرب در معرض چالش عظیم و بحران قیام 99 درصدی بر ضد نظام سرمایهداری قرار گرفته و میرود که در آینده نه چندان دوری به انقلاب بزرگی منجر شود و از نظر بیداری اسلامی در منطقه چشم مدل به انقلاب اسلامی ایران دوخته است.
آقای هاشمی؟ در این وضعیت بیتردید هرگونه چالش و ناامنی، در داخل آب در آسیاب دشمن ریختن است.
و در این موقعیت این طریق سخن گفتن به صلاح کشور نیست و به صلاح مردم منطقه هم نیست متأسفانه آقای هاشمی رفسنجانی از یک طرف آشوبگران سوری «بر ضد دولت» در خط مقدم مبارزه با صهیونیستها حمایت میکند و آنها را در کنار قیام به حق مردم مصر و تونس و یمن میشناسد و میستاید و از طرفی دیگر در برابر قیام مردمی جنبش وال استریت سکوت کرده است.
آقای هاشمی ؟ هنوز 4 ماه به انتخابات مجلس نهم نمانده است که نگران عدم سلامت انتخابات هستید.
1- آقای هاشمی رفسنجانی 2 سال است بخاطر بیاعتمادی مردم به شما از اقامه نماز جمعه تهران محروم شده اید.
2- تا مقرر شد از دانشگاه آزاد تحقیق و تفحص شود برای وقف دانشگاه آزاد سخت تلاش کردید تا وقف انجام پذیرد. خوشبختانه ملاحظه نمودید وقف دانشگاه آزاد توسط قوه محترم قضائیه ابطال شد.
3- در سال 1389 حضرات آیات عظام و فقهاء محترم مجلس خبرگان رهبری مهدوی کنی را برای ریاست مجلس خبرگان برگزیدند.
آقای هاشمی شما خود را به سایر مردم تعمیم میدهید و از جانب آنها سخن گفتید.
وگرنه استقبال کم نظیر اخیر مردم کرمانشاه از رهبر مانند دیگر استانها پاسخ روشنی به همه مدعیان کاهش اعتبار مردمی نظام است و مردم پاوه و گیلان غرب نشان دادند که به یک اندازه بر رهبرشان عشق میورزند و این عشق، سنی و شیعه نمیشناسد چنانکه استانهای کردستان، قم، یزد، سمنان و ... در استقبال و عشق به رهبری سعی کردند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند.
آقای هاشمی؟ سزاوار نیست رأی مردم را تزئینی بدانید.
و عظما در سال 1375 فرمودند :
من رأی مردم را تزئینی نمیدانم و هر کس که مردم به او رأی بدهند با او کار خواهم کرد.
ما زنده برآنیم که آرام نگیریم***موجیم که آسودگی ما عدم ماست
جواد فردوسیان
1390/8/8